سلوای 3 سال و هشت ماه من

این سه ماهی که چیزی ننوشتم  هم روزها وهفته های خوب داشتیم و هم روزهای بد ناراحت

دلم می خواد که از ماه مهر تا الان موارد مهم را بنویسم تا مثل گذشته ها خاطراتمون

 را فراموش نکنیم .

اواخر شهریور ماه یه سفر خوب و به یادماندنی به همراه  مامان وبابام رفتیم

 ک م ر !!!!!!!!    بله  ساکت

از اول مهر کلاس بازی- موسیقی سلوا گلی من شروع شد خیلی خیلی از کلاساش

راضی هستم روش جالبی را برای بچه های زیر 4 سال پیش گرفتن سلوا عاشق

کلاسشه با اینکه در هفته 1 ساعت بیشتر نیست اما هر روز از من می پرسه که مامان

می خواییم بریم کلاس موشیقی ؟ من نمی خوام که سلوا موسیقی دان بشه اما دلم

می خواد که لااقل یه ساز را در حد خوب برای خودشم که شده یاد بگیره و بزنه

 برای آرامش روحش  و البته  اینکه از دنیای موسیقی و نت بی خبر و بی سواد نباشه

یه سفر 4 روزه هم اواخر مهر ماه با ددی و هایده و خاله المیرا و آرش رفتیم چالوس

پیش مامان زیبنده و بابا اسدا.....  خدا راشکر حالشون خوب بود و سلوا کلی کیف کرد

 آبان ماه هم که ماه تولد خودم بود دیگه دارم به 35 میرسم خدایا خیلی زود دارم

به سمت 40 پیش میرم یکمی یواش تر من خودم عجله ندارم ها !!!!

تولد امسالم خیلی ساده و بی مهمون گذشت علتشم کلاسهای امید و درس خوندن

اون بود شوشو مهربون با اصرار من داره برای فوق لیسانس سخت درس می خونه

از خدا می خوام که جواب زحمات خودش و من و سلوا را بده از ته قلبم آرزو می کنم

که قبول بشه و لااقل یکی از ارزوهای خودم برآورده بشه چون من که دیگه اصلا حوصله

درس خوندن را ندارم اما خیلی دوست داشتم که فوق داشتم

اما سلوا این مدتی که امید داره درس می خونه کمی از محبت پدرانه دور شده و من

سعی می کنم که جای امید را براش پر کنم اما سخته خیلی سخته چون هیچکس

نمی تونه جای بابا امید خوبش را برای سلوا بگیره اون عاشقه پدرشه خدا برای همدیگه

نگهتون داره انشاا................

آخر آبان هم که محرم شروع شد و منم نذرم را خدا قبول کنه ادا کردم سلوا امسال

بیشتر این مراسم را درک میکرد و براش جذاب بود

و اما روزهای سخت ما :

این روزها از زمانی شروع شد که از طرف مهدکودک برای سنجش بینایی اومده بودن و

نظر دادن که چشمای ناز دخترم مشکوکه متفکر

 بعد از تحقیق های زیاد در مورد دکترهای خوب چشم پزشک تونستم که از دکترچشم

 متخصص اطفال دکتر نعمتی بین مریض وقت بگیرم بعد از 2 ساعت علافی در مطب

و استرسی که داشت منو می کشت نوبت ما شد دکتر چشمای سلوا چند بار

با دستگاه دید و گفت چشمای دخترتون آستیگماته چشم راست 1.5 و چشم چپ 0.75

من و امید که دیگه داشتیم شاخ درمی اوردیم و چون اختلاف دوچشم هم زیاده باید

حتما عینک بزنه عینک انگار تموم دنیا تو سرم خراب شد از روی ناراحتی همونجا تو

مطب دکتر کمرم گرفت و چشم چپم شروع کرد به تیک زدن خلاصه با یه اوضاع وخیمی از

مطب اومدیم بیرون  من و امید همینطور به هم نگاه میکردیم انگار دوتایی فکر میکردیم

خوابیم که اون یکی باید از خواب یکی دیگه را بیدار کنه اما نه واقعیت بود باورش سخت

بود چون سلوا اصلا هیچ آثاری و نشانه ای برای ضعیف بودن چشمم نداشت و حتی

همیشه ما می گفتیم ماشاا.... چشمش خیلی تیزه   

همون پایینه مطب فروشگاه عینک سازی بود با بی میلی تموم و بدون اینکه روی مدل

عینکی که سلوا خودش انتخاب کرده حساس باشیم عینک را سفارش دادیم و گفت

که فرداش هم حاضره  سلوا خودش خیلی ذوق داشت البته فقط برای جاعینکیش و

دستمال توش !!!!!!!!!!!!!!  

خلاصه ما عینک  گرفتیم  و دردسر ما با دخملی شروع شد اصلا و ابدا دوست نداشت

که عینک را بزنه و با ما لجبازی می کرد و ما هم هی اصرار که باید بزنی وگرنه این

میشه و اون میشه و ..... اما سلوا فکر کرده بود که ما اونو برای بازی خریدیم هر وقت

دلش می خواست 1و2  دقیقه ای به چشمش میزد و دوباره درمیورد دیگه دیوونه شده

 بودم یه 3-4 روزی اینطوری سر کردیم اما من و امید بازم شک داشتیم هنوز خیلی

باور نداشتیم تصمیم گرفتیم که بازم ببریم دکتر

از بیمارستان فوق تخصصی چشم نور از یک دکتر خوب وقت گرفتیم و بعد از معاینه های

 پی در پی  که اولش توسط اوپتیمتر بود و بعد هم توسط دکتر متخصص  هر دوشون

نظرشون بر این بود که سلوا اصلا نیازی به عینک زدن نداره و چرا اون دکتر همچین

 تجویزی کرده  فقط هر سه ماه یکبار چشم سلوا چکاپ شود

 خیال من و امید را راحت کردن بیچاره بچه ام حتما با عینک ناراحت بوده که اصلا دلش

نمی خواست بزنه  خدا راشکر که همه چی به خوبی و خیری گذشت

اما این برای ما یه درسی شد که به حرفهای یک دکتر اعتماد نکنیم و با چند تا دکتر

مشورت کنیم و بعد تصمیم نهایی را بگیریم  

خدایا ازت متشکرم که دعاهای منو پذیرفتی و از چشمای ناز دخترم محافظت کردی

دیدن چشمای ناز و خمار و مژه های فر دار سلوا پشت شیشه تار عینک برام

خیلی سخت بود 

خداوندا شکرت خودت میدونی که من در مقابل ناراحتی سلوا خیلی کم طاقتم 

منو درک کن خدایا

 

پینوشت : از دوستان و مادرهای خوبم می خوام که یک دکتر دندانپزشک اطفال عالی که با بچه ها ارتباط خوبی برقرار کنه ( باعث نشه مثل خودم که از دندانپزشکی وحشت دارم ) و کارش هم خوب باشه با ذکر آدرس و تلفن به من معرف کنید ممنونم از شما

به امید روزی که هیچ پدر و مادری درد و ناراحتی و سختی فرزندشو نبینه

 و بچه های گل ما در پناه خدا همیشه سالم و شاد باشن          

                                                                الهی آمین

/ 12 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان امیر عباس

عزیزم خدارو شکر که همه چی به خیر گذشته ......جریان سلوا هم شده مثل امیر ما....ما هم تو شهریور رفتیم خونه ی مادرم اینا اونجا امیر دچار سرما خوردگی شده منم هیچوقت بدون تجویز دکتر بهش دارو نمی دم بخاطره همین بردمش یکی از بهترین متخصص های اطفال اونجا اقای دکتر بهمون گفت که امیر قلبش صدای اضافه داره وخدا میدونه تو اون روز چه حالی داشتم براش از بهترین متخصص قلب اطفال وقت گرفتم و یه نصف روز تو مطبش معطل شدم اما خدارو شکر هیچ مشکل و صدای اضافی نداشت.......منم از اون موقعه تصمیم گرفتم به حرف یه دکتر قانع نشم......... حالا تو هم محکم باش و همیشه سلوارو به خودش بس‍بار اونه که خودش بهمون داده و ازش مراقبت می کنه......... راستی دلم براش تنگ شده اگه تونستی عکس دخملی رو بزار......

صبا

سلام چقدر دلم برات تنگ شده. خيلي وقته ازت بيخبرم. خدا را شكر كه چشماي فرشته كوچولو مشكلي نداشت. وقتي داشتم مي خوندم تونستم حال و روزتو درك كنم.

بهناز

ايشالا كه جوجه هاي ما همه شون از بلا دور باشن344

سپیده(زندگی جدید ما)

سلام کجایی مامان سلوا نیستی؟ از اونجا که اسم سلوا رو از وبلاگ شما انتخاب کردم همیشه بهتون سر میزنم .من حالتو درک می کنم اما مال ما به بستری هم کشید وقتی عفونت ادراری داشت و می گفتن برگشت ادرار داره که خداروشکر نداشت.یه سوال تخصصی سمیرا جون شما بیرون میرید یا جایی اسم سلوا رو میگید هی ازتون می پرسن معنی اش چیه ؟ یا هی بگن سلوی با فتحه؟طفلی بچم هی می گه من سلوا خانومم.مخصوصا یه جاری دارم بیمار روانی لعنتی هی می خواد لج منو در بیار میگه سلی چی کار کنم سمیرا؟

خاله المیرا

بهترین خبر دنیا بود که عسل خاله قرار نیست عینک بزنه. دوست دارم موموش خاله

پوپک

من دکتر مجید برگ ریزان رو پیشنهاد میدم عااااالیه یه کم گرونتر از بقیه میگیره اما کارش حرف نداره

ققنوس

سلام انشالله همیشه شاد و سلامت باشیدو هیچ چیزی شما رو ناراحت و نگران نکنه

مریم

سلام عزیزم. من یه تازه واردم که اومدم به وبتون. خ.شحال می شم باهم تبادل لینک کنیم و دوستان خوبی برای هم بشیم. پیش ما سه تا هم بیا...

آسمان مامان کوروش

سلام خانومی منو که یادته؟؟؟ منم مث شما کوروش رو گفتن چشاش استیگماته میدونم چی کشیدی!! البته من یک دکتر بردم با این نوشته های شما دلم کمی اروم شد منم گمون کنم باید با یکی دوتا دکتر دیگه مشورت کنم سلوا جونو ببوسسسسسسسسسسسس