|
سلوا پرنده زیبای بهشتی |
|
خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
سمیرا مامانی سلوا (کفشدوزک ناز)
آرشیو وبلاگ
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
لینک دوستان
پرهام دلبند
خاطرات آرین خوشگله من
خاطرات آرمان کوچولوی من
حس قشنگ مادری
شیرین مامان آیین خوشگله
گذرگاه زندگی مادر جون
امیررضا فرشته کوچولوی سحر جون
محمد حسین ناز ققنوس جونم
مارتیا فرشته کوچولوی لیلا جون
پارسا هدیه کوچولوی ریحانه جون
مریم جون مامان فاطمه خوشگله
دوست قدیمی روزنویس خانوم
صدرا جوجوي ناز زهرا جونم
سمیرا مامان پانیذ کوچولو
رازهای دل دوست خوبم
خانم خونه دوست خوبم
ونوشه مامان ساراجونم
سحرجون مامان کيارش
وروجک وبلاگ = آرش
نی نی گوگولی ريحانه
یگانه هستی ساناز جون - سام خوشگله
ايليا عشق مامان بيتا
بهانه جونم مامان برديا
مریم مامان ایلیای ناز
میوه دل نیلوفر جون
هستی مامان منتظر
رايان خوشگله ۲۰۰۷
ماجراهای روزانه من
خانم حنای خوشگل
ايليا پسر رويا جون
گوبولی مادر شد
عسل خانومی
ندا جون
کودک شیرین من (اطلاعات درمورد مراقبتهای کودک)
وبلاگ تخصصی مهندسی عمران
زایمان شیرین ترین سختی دنیا
مرجان(اطلاعات بارداری)
موسسه مادران امروز
نی نی سایت
آشپزی مدرن
شکلک
آشپزی
کوروش ناز آسمان جون×5
ارنیکا خوشگله
ترمه کوچولوی مامان مهسا× 10
رونیکا ناز نازی سمانه جون× 12
نوژ کوچولو
امیرعباس کوچولوی مامانی×28
نازنین ناز بهناز جون 22 خ
آنیتا خوشگله الهه جون×9
آرشام جوجوی مریم گلی
پرهام جیگلی
کیان عسلی مامان زرین×16ف
پرهام خوشگله زهره جون×19ف
مهتاب خوشگله زهرا جون17-ف
عسلی توت فرنگی جون×17آب
سعید رضای گل 6تیر
دخملی مامی×12خ
روزهای انتظار بیتا جونم
النا ناز دخملی فرانک جون
مداد رنگی شیرینم
مریسام خوبم
مامان نی نی ناز 88
ایلیا کوچولوی بهناز جون
مجله شهرزاد
کودکان سایت
جهان کودک
نی نی پارتی
فروشگاه اینترنتی لوازم کودک -تیساگل
کیان معجزه هستی
کلبه نوگلان ایرانی
دوست یابی سالم
وبلاگ هاي عاشقانه
اخبار ایران
تفريحات اينترنتي
آموزش طراحی وب
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
دخترم تولد 3 سالگیت مبارک
3 سال پیش توی یه همچین روزی توی همین ساعتها اومدی و شدی تمام وجودم ..... واقعا" خدا رو شاکرم که تو رو به من داد .....لذت مادر بودن ..... حس می کنم همه زندگیم تو هستی ........و من با داشتن تو به خودم می بالم......از خدای مهربون می خوام که تو رو همیشه سالم و صالح برای من حفظ کنه .
دختر عزیزم
انقدر دوستت دارم که برای خوشبختیت تمام تلاشم رو می کنم ......... ازت می خوام ار لحظه لحظه زندگیت بهترین استفاده رو کنی و از تمام فرصت هات بهترین بهره رو ببری ........و راه رسیدن به آرامش رو توی این دنیای پر از هیاهو پیدا کنی ............از خدا برات بهترین ها رو می خوام و مطمئن باش من و بابایی هم همیشه پشت و پناهتیم ......
چه اندازه عجیب است، روز ابتدای بودن!
وچه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد تو ... روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
سلوا، عروسک زیبای من، گل یکدونه من
الهی صد ساله بشی
تولدت مبارک بانوی اردیبهشتی
سه سال از مادری ام گذشت...
از دیشب تا الان دارم خاطرات گذشته را با خودم مرور می کنم
شب قبل از به دنیا اومدنت را که با بابایی از اتاقت فیلم گرفتیم و بی صبرانه منتظر دیدنت بودیم، و آخرین شب دو نفره ای که با هم گذروندیم، استرس بیمارستان و زایمان ، از طرفی شوق دیدن تو ، هر بار که فیلم به دنیا اومدنت را می بینم اشکم سرازیر میشه امیدوارم همه وهمه این روزها رو تجربه کنند .
اون لحظه ای که برای اولین بار دیدمت را هیچوقت فراموش نمی کنم
مست و مات صورت ماهت شدم
مَهـوِ زیبــای سـرو پـایت شدم
من هر شب
با دیدن چشمان تو میمیرم
و هر صبح به امید شبی دیگر
به زندگی سلام می کنم.
من با تکرار نفس های تو زنده هستم و با حرفها و لبخندهای آسمانی تو
جانی تازه میگیرم
آری من بی تو هیچم ای اولین و آخرین و تنها عشق ماندگارمن
..........
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ - سمیرا مامانی سلوا (کفشدوزک ناز)
اولین پست سال 1391
با تاخیر زیاد سال جدید مبارک
امسال شروعش که اصلا برای ما خوب نبود مادر بزرگ خوبم مامان زیبنده عزیزم
چند روز قبل از عید سکته مغزی کردند
این اولین عیدی بود که چالوس و اون خونه برای ما صفایی نداشت
هم مامان زیبنده و هم بابا اسدا... هر دو خیلی مریض بودند و روی تخت خوابیده بودند
امسال دیگه عطر پلو و غذاهای خوشمزه اون توی خونه پر نبود- امسال دیگه اثری از
حرف زدن هامون و گل گفتن و گل شنیدن هامون نبود- امسال دیگه خنده و شادی
بین ما نبود - امسال دیگه با ما برای دید و بازدید همراه نبودن- امسال دیگه ما با هم
سر یه سفره نبودیم و امسال خوشمزه ترین دست پخت دنیا نبود
امسال دیگه هیچی نبود خدایا هیچی
مادر بزرگی که تا 2 ماه قبل همه کاراش و خودش میکرد و از بابابزرگم هم پرستاری
میکرد و مثل یه ملکه تو خونه اش بود و حواسش به همه زندگیش
بود و حتی اجازه به کسی نمی داد که دست به وسایل و حتی اجاق گازش بزنن و
دست پخت هیچکی را قبول نداشت نون می پخت که هیچکس به پاش نمی رسید
حالا چرا باید اینطوری بشه ؟ خدایا چرا یکی را ازعرش به زمین میزنی
اینطوری ؟
برای من که اون خونه فقط با وجود اون دو تا گل زیباست و بس
خدایا ازت می خوام که خودت شفایش بدی این 2 تا پرنده عاشق به هم وصل هستند
با کم شدن یکی ،اون یکی هم دوامی نمی یاره پس سایه پر مهر و محبتشون را از
ما نگیر و نذار که اون خونه به خاطره ای تبدیل بشه
من و سلوا و امید عاشق چالوس و اون 2 تا فرشته و اون خونه هستیم
دوست دارم سلوا طعم داشتن اونها را برای زمان بیشتری بچشه تا وقتی بزرگ شد
خاطره مهربونی ها و از خودگذشتگی هاشون را به خاطر داشته باشه تا در زندگی اش
سرمشق خودش کنه .
مامان زیبنده صبورم :
صبر و از خودگذشتگی و مهربونی ات همیشه الگوی من در زندگی بوده و هست
از خدای منان تقاضای شفای عاجل را برایت دارم و می دونم که تو قدرتش را داری
که خوب بشی و دوباره بانوی خونه و خانواده بشی خیلی دوستت داریم مامانی
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۱ - سمیرا مامانی سلوا (کفشدوزک ناز)مامانی و بابایی من: دهمین سالگرد عروسیتون مبارک
امروز سالگرد ازدواجمونه
ده سال پیش چنین روزی من با عشقم هم پیمان شدم و به هم قول دادیم که تا آخرین لحظه با هم باشیم
و من از اینجا با تمام وجودم فریاد میزنم و
با تمام احساسم بهت می گم
امیدم ، همسر مهربانم
من عشق را با تو تجربه کردم، امید به زندگی را در تو آموختم ، محبت را در قلب تو یافتم با هر تپش قلبم میگویم دوستت دارم و چشمان همیشه عاشقم در انتظار توست
از وقتی با هم هستیم ، روزها و روزها گذشته چه تلخ چه شیرین ،
معبود را شاکرم که در تلخیها کنارم بودی و شادیها را به کامم شیرین تر کردی
همه تلاش تو برای به ثمر رسیدن آرزویهای بزرگ و کوچک من و سلوا هست و به حق تلاشت ستودنی است .توی این 10 سال دیدم که چطور موهای مشکی قشنگت سفید شد و وقتی به خاطر تشکر از تو گفتم چقدر موهات سفید شده در کمال تواضع و فروتنی فقط گفتی اینها همه اش تجربه است.
امیدجونم یه دنیا توی دلم حرف دارم و برای تک تکشون میخوام ازت تشکر کنم ولی حیف که در صندوقچه قلبم بسته است و کلیدش پیش توست.
حالا که 10 سال از روز ازدواجمان میگذرد، هرگز، حتی برای لحظهای، فکر نمیکنم که کاش هنوز مجرد بودم و کاش ازدواج نکرده بودم. مطمئنم که زندگیام شیرینترین روزهایش را گذرانده است .
امید جان ، با یک دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم
و پیشانی بر خاک می گذارم و خداوند را شکر می کنم که ما را با یکدیگر آشنا کرد
آرزو می کنم در لحظه لحظه زندگی مشترکمان
و در کنار دختر نازمون عاشقانه و صادقانه به پیوندی که بسته ایم تا ابد وفادار باشیم .
سالگرد ازدواجمان مبارک
***سلوا ، دختر قشنگ من :
تو با نفسهات روح تازه ای به زندگی ما دادی
بیا با هم دعا کنیم خدا سایه بابا رو همیشه بالا سر ما حفظ کنه. انشاا...
خیلی خیلی دوستت داریم بابا امید
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠ - سمیرا مامانی سلوا (کفشدوزک ناز)32 ماهگی سلوا گلی - دی ماه 1390- خصوصیه رمز نداره " ببخشید"
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٠ - سمیرا مامانی سلوا (کفشدوزک ناز)
عکس های اردیبهشت و خرداد1390

آتلیه - اردیبهشت 1390

میز تحریر کادویی دنیا و برنا جون برای تولد سلوا

سلوا کفشدوزک من - اردیبهشت 90

پیک نیک اسم رودخونه اش و مکانش یادم رفته - خرداد90

تبلیغ پفک نمکی مینو - قربون اون لپات برم


31 ماه زندگی با دختر عزیزم
سمیرا واقعا تنبل شدی شایدم پیر شدی ....... نمی دونم چی شده
فقط می دونم که :
خیلی دلم می خواد هر روز از کارها و اتفاقات بامزه و خاطره انگیز و گاهی ناراحت
کننده ای که برای سلوای نازم میفته حرف بزنم و بنویسم تا لحظه لحظه های اون خاطرات
رو هیچگاه فراموش نکنم و همیشه یادم بمونه که چه جوری بزرگ شدی هنوز باور ندارم
که 2 سال 7 ماه که با منی انگار که عمریه با هم هستیم اصلا تصور اینکه قبلا چطور
بدون تو زندگی می کردم برام قابل درک نیست دوستت دارم عروسکم دوستت دارم
ملوسکم از هر چی که توی دنیا بگی برام عزیز ترینی خدایا از داشتن این فرشته کوچولو
به خودم می بالم و تو رو سپاس می گویم همیشه حافظش باش
شیرین کاری های سلوا :
(اول یه توضیح مختصری بدم ) سلوا توی مهدش همکلاسی به نام پانیا داره که خیلی شیطون و بد قلقه - هنوز 1 ماه نگذشته بود سلوا رو مهد گذاشته بودم که همین دوست گرامیش گونه سمت راست دختری را چنگ زد و خونین و مالین امدیم خونه و هنوزم که هنوزه بعد از 3 ماه جاش کمی مونده و من خیلی ناراحتم و حرص می خورم
2 هفته پیش وقتی طبق روال همیشگیم (که روزی 3 - 4 باره ) از اداره به مهد زنگ زدم تا حال سلوا را بپرسم مسئول مهد گفت که خوبه اما یه اتفاق کوچیک براش اوفتاده ( من دیگه داشتم از پشت تلفن پس می افتادم ) گفتن پانیا و سلوا هنگام ورزش صبحگاهی به هم خوردن و لب سلوا ورم کرده و خون اومده، منکه داشتم دیوونه میشدم با لحن تندی به مسئولشون گفتم که من از شما خواسته بودم که سلوا و پانیا با هم ارتباط نداشته باشن و باهم بازی نکنند اونم گفت که توی ورزش دیگه با هم هستند و از اون به بعد جداشون می کنیم خلاصه لبای قشنگ و قلوه ای دخترم تا 3 روز درد می کرد و دردسر داشتیم اما چه کنیم که باز عاشق و دلخسته این پانیا خانومه
روزی که این اتفاق براش اوفتاد بابا امید اومد که دخترش را نصیحت کنه
،
بابایی ! دیگه با پانیا حرف نزنی ها ببین لبای نازتو اوف کرده قبلا هم لپتو زخم کرد
باشه دخترم با دوستای دیگه ات بازی کن آفرین خوب حالا بگو اسم دوستات
تو مهد چیه عزیزم ؟
سلوا : یه نگاهی به بابا امید کرد و گفت : پانیا ! .... نیکان که نیومده بود مهد !
من و امید داشتیم غش می کردیم از خنده این همه پند و اندرز 
****************
خاله المیرا داشت با انگشتای دستش اعداد را به انگلیسی به سلوا نشون می داد که
مثلا این one - این two - این three- این four - این five
خوب حالا بگو خاله جون این چیه ؟ سلوا : انگشت قیافه خاله : 
********************
همه چی را دوتا دوتا می خواد - هر چی بهش میدیم فوری میگه : دوتایی ،اکی دیگه
شعرهای : گنجشکک اشی مشی - دویدم و دویدم - توپ سفیدم - آقا خرگوشه -
توپولویم - لالایی - تمام شعرهای هنگامه یاشار را بلده حالا به جز شعرهای غیرمجاز
که اونارو از ما بهتر می خونه ماشاا..................................
طبق قولم می خوام عکس بذارم از این وروجک
************************
پی نوشت : اون خانم نیازمند با کمک شما دوستای خوب در تاریخ 6 آذر در بیمارستان امام خمینی با اینکه درد زایمان را کشید و خیلی هم دلش می خواست طبیعی زایمان کند اما بعلت درشت بودن نی نی نتونست و سزارین شد
همیشه از همه شماها تشکر می کنه و همه را دعا می کنه
بازم از همتون ممنونم و اجرتون با پروردگار بزرگ
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠ - سمیرا مامانی سلوا (کفشدوزک ناز)
2سال و شش ماهگی سلوا گلی من
بازم 14 آبان اومد 33 ساله شدم اون موقعی که بچه بودم و حتی 20 سالم بود وقتی
می گفتن فلان خانومه 30 سالشه با خودم می گفتم وایی چه خانم بزرگیه 30 سالشه
حس می کردم که خیلی آدم کامل و پر از تجربه ای هستش !
اما الان که خودم به این سن و سال رسیدم می بینم نه بابا اونجوری ها که تصور
میکردم نیست هنوز هم خیلی چیزها را نمی دونم که باید یاد بگیرم
هنوز هم دوست دارم بچه بشم و کارهای بچه گانه بکنم و اصلا دلم نمی خواد بزرگ
بشم با اینکه خودم همیشه بچه عاقلی بودم و به قول مامان و بابام همیشه از سنم
بیشتر رفتار میکردم اما الان حس می کنم که شاید 33 سالم شده اما اصلا حس اون
را ندارم نمی گم خیلی جوونم احساس جوونی می کنم نه اصلا !
اما دوست دارم که کمتر از سنم رفتار بکنم تا جوون بمونم زمان داره مثل برق و باد
میگذره بدون اینکه چیزی ازش بفهمیم و لذت ببریم تا چشم بهم بزنم می بینم 40
سالم شده
فکرشو می کردم که روزی به این زودی ها سلوای عزیزم روز تولدم را تبریک بگه ؟
با اون زبون قشنگ و شیرینش برام شعر تولد مبارک و happy birthday بخونه ؟
دختر قشنگم دیروز که داشتیم روی مبل با هم بازی میکردیم و من پاهای ناز و رون های
مخملیت و ماساژ میدادم و تو هم کیف میکردی یه نگاه عمیقی به من کردی و گفتی:
مامان سمیرا کیلی دوست دارم ( خیلی دوست دارم) اصلا وصف حالم توی اون زمان
قابل گفتن و نوشتن نیست فقط از ته دلم برات آرزوی سلامتی و خوشبختی کردم
تقدیم به بهترین هدیه زندگیم
سلوا عمر من : می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : منم دوستت دارم عزیز دلم
هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را
هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
*********************
3 و 4 آبان ماه هم با مامان و بابام و خاله الی و آرشی رفتیم چالوس
با اینکه هوا بارونی و کمی سرد بود اما واقعا به همه ما خوش گذشت مامان زیبنده و
بابا اسدا... خوب ما خیلی زحمت کشیدن
خدایا پدر و مادر بزرگم را همیشه سالم و سلامت نگه دار
بالاخره گذر عمره و پیری ، گاهی با خودم زمانی را که این دو بزرگوار نباشن
(گوش شیطون کر ) را تصور می کنم و تمام بدنم از ناراحتی میلرزه و با خودم می گم
که دیگه با چه انگیزه ای بیام شمال ؟ با چه دل خوشی شمال خوش بگذرونم ؟ اصلا
دیگه میام شمال؟ خدایا همه پدر و مادر بزرگها را در پناه خودت نگه دار و مال ما را هم
حافظشون باش
فردا هم عید قربونه - سالگرد قمری عروسی من و امید بعد از 10 سال که عید قربون
اسفند ماه بود حالا رسیده به آبان ماه جالبه
عید همگی مبارک انشاا... سال دیگه مکه تشریف داشته باشیم انشاا.....
*********************************************
5 آبان ماه هم سالگرد اولین سال عروسی خواهر نازم بود خیلی زود گذشت
از خدا می خوام که خواهر خوبم و همسر مهربونش آرشی ، زیرسایه پروردگار اول سالم
و بعد شاد و دوم با آرامش روحی و جسمی ، زندگی خوبی را تا 120 سال با همدیگه
سپری کنند و همیشه خوش و خوشبخت باشند و هیچوقت سختی ها و مشکلات
زندگی نتونه رنگ عشق زندگیشون را کمرنگ کنه . الهی آمین
الی جون این و فرموش نکن :
خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم های گذشته، فراموش نکردن عبرت های گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده
****************************************************
امروز روز استجابت دعاست :
بیایم همه با هم برای سلامتی خود و خانوادمون و رسیدن به حاجات دلمون و برای شفای همه مریض ها مخصوصا کودکان مریض و برآورده شدن آرزوی مادرانی که دوست دارن طعم خوشمزه و شیرین و قشنگ مادرشدن را بچشند
دستامون را بالا برده و از ته قلبمون دعا کنیم تا شاید خدا به حرف دل یکی از ماها
گوش بده و استجابت کنه دعاهایمان را خدایا تو ارحم الراحمینی
**********
به زودی میایم با عکسها و کارها و خاطرات جدید سلوا
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ - سمیرا مامانی سلوا (کفشدوزک ناز)اولین جلسه اولیایی مهدکودکی سلوا نفس من
دیروز 24 مهر ماه از طرف مهدکودک جلسه روانشناسی و روانکاوی گذاشته بودن
خیلی خوشم اومد برای ما مامانهای که از صبح تا شب سرگرم کاریم و تو زندگی
هامون جایی برای رسیدگی به این مسایل نداریم عالی بود .
جلسه از ساعت 3 تا 4.30 بود اما تا ساعت 6 عصر طول کشید من خیلی استفاده
کردم با اینکه خیلی از صحبت هاشون را تو کتابها خونده بودم اما مرور دوباره مطالب و
یادآوری اون کارها و نحوه تربیت ها و رفتارهای درست برای من خیلی خوب و مفید
بود .
حالا قرار شده هفته آینده 2 تا تست یکی شخصیت و دیگری تست آی کیو از بچه ها
بگیرن نمی دونم اصلا الان برای این سن سلوا اینجور تست ها خوب و درست هست یا نه؟
اما از روی کنجکاویم و اینکه شاید سلوا را بتونم بهتر بشناسم دلم خواست که این
تستها براش انجام بشه چون اصلا اجباری در کار نبود .
عسل من روز به روز داره بزرگتر و عاقل تر میشه دیگه کامل و واضح حرف میزنه و
منظورش را به ما می فهمونه
خداراشکر مهد کودکش را دوست داره و صبحا به جز زمانیکه می خواد از خواب بلند شه
و وقتی که می خوام لباس بپوشونم خوب میره مهد
وقتی ازدستش عصبانی میشم و بهش می گم سلوا دختر بدی شدی ها
فوری می گی : چرا مگه چی شکوندم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند روز پیش داشتم تلویزیون نگاه میکردم و حواسم به اون نبو اومده میگه
مامان دیگه داری عصبانیم می کنی ها !!!!!!!!!!!!!
گاهی اوقات حرکات و حرفایی می زنه که من و امید همین طوری بهم نگاه می کنیم
و می مونیم که این و از کجا یاد گرفته
واقعا بچه های این نسل ماشاا.... خیلی آگاه هستند .
خدا همشون را در پناه خودش حفظ کنه . انشاا.................
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ - سمیرا مامانی سلوا (کفشدوزک ناز)گزارشی از کارهای انجام شده در خصوص پست قبلی
اول باید از تمام دوستان خوب و مهربون و خیر وبلاگیم که مرا توی این امر بزرگ تنها نذاشتن و با کمک های نقدی و جنسی خودشون توی این کار بزرگ خدا پسندانه سهیم بودن تشکر فراوان بکنم
با لطف و محبت های بی دریغ و بی منت شما، نوزادی بی گناه و مظلومی برای زندگی کردن در این دنیای بزرگ آماده میشود .
خدایا : ما را در هر مرحله از زندگیمون به یاد داشته باش و همراهمون باش و فراموشمون نکن که همیشه محتاج رحمت و مغفرت و توجهت هستیم الهی آمین
پروردگارا : هر کدوم از ما با قصد و نیت پاکی که در دلهامون هست قدم در این کار خیر گذاشتیم تا حاجات ما را بر آورده کنی پس ما در یاب
*****************
شنیده بودم یه مغازه سیسمونی فروشی سمت شهرزیبا هست که اجناسش
ایرانیه ،ولی کیفیت کاراش خوب و قیمتاشم مناسبه ، چهارشنبه عصری بعد
از برگشتن از سر کار و قبل از اینکه بریم خونه من و امید و سلوا رفتیم اونجا را پیدا
کردیم فروشگاه خوبی بود
کلیه لوازم اولیه برای نوزاد تازه متولد شده را گرفتم
از لباسهای زیر گرفته تا لباسهای رو و پوشاک گرم و حوله و پتو و پستونک و جوراب و
سرهمی و ...... که همه اینا حدود 120 هزار تومان شد به نظرم خیلی مناسب شد
برای ماههای اول و دوم تا شایدم سوم فکر کنم بتونن راحت سر کنن همچنین با توجه
به یکسری وسایلی هم که دوستان فرستادن فعلا وضعیت مطلوبه
البته از وسایل بزرگ به جز کریر که خودم داشتم هنوز وسیله ای دیگه ای تهیه نشده
است
مبلغ باقی مانده توی حساب خودم هست تا زمان بیمارستان برای کمک به اونها
هدیه کنم . بازم از همتون ممنونم دوستان
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠ - سمیرا مامانی سلوا (کفشدوزک ناز)خیرین مهربون " کمک"
سلام
این پست صرفا برای کمک و نظر خواهی و راهنمایی از شما دوستان خوبم هستش
از اونجا که من از سال 85 وبلاگ داشتم و توی این مدت دوستای بسیار خوبی هم پیدا
کردم و هم من همشون و دور و نزدیک می شناسم و هم اونا منو
به فکرم اوفتاد که توی این امر خیر دوستانم را هم شریک کنم (البته اگه دوست داشته باشن )
تا ثوابش و دعای خیر آن پشت همه اونا باشه
حالا شرح مختصر ماجرا :
سرایدار ساختمانی هست که با خانمش در منطقه غرب تهران در یه سوییت 20 متری
زندگی می کنند و از همه لحاظ در حد پایینی می باشن حقوق ماهانه اش 230 تومانه
خودش و خانومش خیلی آدمای خوب و آبروخواهی هستن من اونا را می شناسم
خدا به انها فرزند دختری عطا کرده که آبان ماه امسال به دنیا میاد نگرانی الان ما (مخصوصا مادر و پدر )
سر مسئله بیمارستان و هزینه اون هستش چون هیچ بیمه ای نیستند و پس انداری
هم ندارن و چون تازه این کار را به سختی پیدا کرده نمی تونن برگردن شهرستان
خودشون و بعد از این ، سیسمونی اون بچه بی گناه که باید تا حداکثر تا 1 ماه دیگه
جور بشه
می دونم واقعا زندگی ها خیلی سخت شده و خود ماها هم خیلی راحت پول
درنمی آریم و سخت می کوشیم تا آسایش و آرامش برای خانواده هامون مهیا کنیم
اما در این بین لذت کمک کردن به افراد نیازمند خستگی کل سال ما را از تنمون درمیاره
چون اون حس قشنگی را که به آدم میده با هیچ تفریح و سفر و .... قابل مقایسه
نیست میدونم که این حالت برای همه شما پیش اومده و طعم شیرینشو چشیدین
خدا هیچ لطف و محبتی را که بنده در حق بنده می کنه بی جواب و پاسخ نمی زاره
انشاا..... هر چی از خدا بخواهیم بهترین اونو به همه ما هدیه کنه که اولین آن
سلامتی و بعد هر چی دیگه ..... که تو دل هم ما هست
الهی آمین
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٥ مهر ۱۳٩٠ - سمیرا مامانی سلوا (کفشدوزک ناز)


